-
وقتی در قاب عکسش خیره میشوم
چهارشنبه 23 فروردین 1391 03:02
وقتی به چشمانش می نگری فقط دوست داری دوستش بداری و ... وقتی به چشمان تو می نگرم فقط سعی می کنم دوستت بدارم اما تو دوستم میداری و میدانم که عاشقت نیستم اگر بودم حالا نبودم مثل او که عاشقم بود و حالا نیست مثل او که عاشقش هستم و حالا نیستم
-
The Queen Bees
دوشنبه 14 شهریور 1390 01:53
innocent eyes and clear hands fingers are great actress when they dancing on my soul ... nude soul nude speak nude look and she painted herself white but there'll be something missing In the deepest ocean when i look at you The bottom of the sky They conquest me against my self and lost you My Beautiful Queen Bees
-
تمامیت عشق
سهشنبه 4 مرداد 1390 01:32
14.00 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA عشق صبحی بود عشق روزی بود عشق یلدای جوانی بود عشق صدایی بود میان هم همه عشق نوری بود در روشنای روز عشق شکلی بود میان اشکال عشق در چشمی بود عشق دستی بود باری سرد تر از مرگ اما نوازشی سوازن را تجربه شد عشق خاطره ای بود شد ماند و حالا عشق فقط بود مرداد ۹۰ تهران
-
انتخاب تو در من
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 16:11
براستی کدامیک از تو را انتخاب باید کرد ؟ آن یکی که هست؟ یا آن که نیستی چرا صدایم کردی چرا؟ ۱۴ اردیبهشت / ۹۰ تهران
-
آنجایم
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 10:00
او اینجاست اما من نیستم میلغزم در لبه دیواری معلق اما من اینجا نیستم حضور روشن یک لحظه را در تنگاتنگِ پلک هایت زندگی کردم تا به امروز اما من اینجا نیستم لرزان میکند تمام چشم انداز سبز را مه آلودگی تو مه آلودگی ما همچون من که ابدیت عشق را لرزان مینگرم اما من اینجا نیستم میروم دنیای کوچک را تا حضور لرزانِ لحظه در ابدیتِ...
-
گرامیداشت سالگرد وای من
چهارشنبه 7 مهر 1389 05:08
یک سال میگذرد و هیچ از ۷/۷/۸۸ تا ۷/۷/۸۹ تا کی؟
-
تبریک ناشناسان برای تولد من
یکشنبه 24 آبان 1388 00:42
خاموشم امشب در ساگرد تولد غریبگی با تبریک گذاران این مجلس همچو صدای شیون یتیمی در زیر آوار همچو نوری که از چراغ خواب یک آسمان خراش در اتاقی فراموش شده گم شده ام اینجا هدیه ای جز من نیست برای من آه ای کاش مرا نمیشکستی در هم ای زمان یادت هست که میگفتم : ای کاش میتوانست زمان را به زمین زد چراغ ها را خاموش نکنید او به من...
-
در راستای خویشتن شناسی - ( قسمت ۳ )
سهشنبه 12 آبان 1388 05:37
تا جواب راه دور است (من و درخت تا جواب) من٬ اینجا در میان دشتی از رویا که پر است از ساقه های کوتاه و بلند ریحان و آویشن که حتی میتوان بوی بوته های پیاز هم براحتی حس کرد ٬ ایستاده ام کفش هایم در گل و لای حاصل از باران سنگین شده اند و گویی همچون مترسکی میان آن مزرعه سبز٬ بی حرکت روبروی درختی به تماشای تنهایی عجیبش در...
-
چی شده ؟ من اینجا چیکار میکنم ؟
پنجشنبه 30 مهر 1388 11:45
0 7 2 3 اینا یعنی چی ؟
-
من و عشقم
پنجشنبه 30 مهر 1388 03:35
خوب اشکال نداره عشق من ... هنو تو دنیا کسی پیدا نشده بدونه ستاره های آسمون چنتاس - میدونی چنتا دوستت دارم ؟ - نه - اندازه ستاره های آسمون - چنتتاس ؟ - نمیدونم؟ - تو نمیدونی چقد دوسم داری ؟ - زیاد ! - شاید یه روز همشون بمیرن - خب الان که زیادن عشق من - اما تو هم میدونی که پایدار نیستن - خب... - من تو رو دوست دارم اما...
-
در راستای خویشتن شناسی ~ (قسمت دو) ~ (یادداشت های مستر وای من)
یکشنبه 19 مهر 1388 05:36
من و ماه - برای خورشید ... اینجا ( من ) در وسط همان کوچه ای که حتی باد هم ار آن عبور نمیکرد٬ در نیمه شبی که تاریکی بر شهر حکمفرما بود٬ در سکوتی آشنا٬ ماه را خیره مانده بودم . براستی چه سرد بود آن نگاهش٬ لحظه ای با خود گفتم چه خوب می شد اگر با من حرف میزدی تا بتوانم به تو بگویم: << که بر خلاف همه داستانها که...
-
کی میتونه بگه ؟
شنبه 11 مهر 1388 05:16
کی میتونه بگه ؟ من بزرگترین احمق دنیام من بزرگترین باهوش دنیام من بزرگترین من دنیام من تنهاترین آدم دنیام من ؟؟؟؟ترین دنیام تو نظرها بگین کدومو میتونین بگین درج اسمتون با ای میل یا آدرس وبلاگ ضروری نیست
-
وقتی گم میشوی ۲ - 2 when you get Lost
شنبه 11 مهر 1388 04:48
وقتی گم میشوی (قسمت دوم) صدایی را میشنوم که صدایم نمیزند و هر روز که میگذرد به گوشهایم دیدن می آموزم تا بخوانند و چشمانم تا هستند سخن بگویند با تو، در سکوتِ لبانم زمزمه ای سالهاست که بیداری چشمانم را نجوا میکنند... . روزی دیگر می آید و دیروز را خواب میمانیم و خوشحال که چقدر خوب در خواب و رویا دنیا زیبا تر است ، رویا...
-
وقتی گم میشوی - when you get Lost
شنبه 11 مهر 1388 04:41
وقتی گم میشوی (قسمت اول) زمان معنای سکوت است ، و سکوت تنها صدای گذر زمان آنگاه که نسیمی از میان پنجرة نیمه بازِ اتاق خفته درباغ٬ به صورتت میوزد، میشود حتی بوی آنرا هم حس کرد ... بوی تابستان و چمن های پارک – همان جا که حالا وقتی ازکنارش میگذری حتی صدای آن همه کودکی را هم نمیشنوی ،صدای پدر ، مادر و آن همه قدری که...
-
سیگار سرخ کرده با سس تند
شنبه 11 مهر 1388 04:25
در وسط کوچه می ایستم و بوی نعش گربه ای که آنجاست را با تمام وجود استشمام می کنم و خوشحال می شوم از ته دل برای قربانی این شعر خاکستری که دیگر لازم نیست بوی زباله هایی که تا دیشب می خورد را تحمل کند و چه غمگین میشوم برای توله گربه هایی که ظهر باید منتظر لاشه گوشت پدرشان باشند به خانه می روم و برای ناهار سیگار را سرخ می...
-
طلب بخشش به سبک بچه زرنگ ها = ( جالبه خیلی )
پنجشنبه 9 مهر 1388 03:08
نامه شماره یک کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟ بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده . سلام خدای...
-
در راستای خویشتن شناسی
چهارشنبه 8 مهر 1388 00:27
آنشب را بخوبی به یاد دارم ٬ ( من )* بسیار آشفته حال و خشمگین بود از او پرسیدم : چیست که تورا چنین کرده ؟ مگر در من چه دیده ای ؟ روزگاریست که برای رسیدن به خویشتن تلاش میکنم٬ مگر این همان سعادت نیست ؟ مگر این نبود همان چیزی که من از آن دلسرد شدم ؟ تلاشی روز افزون مرا نا امید برای رسیدن به خوبشتن کرده است ٬ چه باید...
-
خاطره
سهشنبه 7 مهر 1388 05:00
دوباره نور رنگ و سکوت در هیاهوی چشمانت همان لحظه که به اشاره ای می گذرد و من غرق میشوم در بی کرانه های نگاه اما حیف که مقصد همین نزدیکی هاست و راه پیچ در پیچ پس بازوی مرا محکمتر بفشار ای دردناک تر ازگناه زمان را هیچ گاه نمی توان به زمین زد و پلک را دیگر هیچ گاه نمی توان بست همچون این خیابان که خلوت میماند تا جای...
-
Why I exist
سهشنبه 7 مهر 1388 02:50
با سلام خدمت جناب آقای (وای من) نویسنده محترم وبلاگ فوق احتراما از شما درخواست میشود...... ??????????????? ?????????????????? ???????????????????????????????????? .?????????????????????????????????????????????????????????????????...